امام رضا (ع) و ترویج حوزه های بنیادین دین و دانش
نقش حضرت ثامن الحجج(ع) در شکل گیری این نهضت علمی و شکوفایی تمدن اسلامی، از دو جهت سیره علمی و عملی، قابل توجه است:
نقش حضرت ثامن الحجج(ع) در شکل گیری این نهضت علمی و شکوفایی تمدن اسلامی، از دو جهت سیره علمی و عملی، قابل توجه است:
یکی از نکات زندگی امام رضا علیه السلام، برخورد ایشان با جریانهای انحرافی و ادیان و مذاهب باطله بود که اغلب حکومت پشت سر این جریانها بود و آنها را تحریک و تقویت میکرد. در دوران هارون و مامون که آن را عصر طلایی مینامند، در واقع عصر رواج دادن خطوط انحرافی و مذاهب باطله و جریانهای پوشالی بود تا مردم را به خود مشغول کنند تا کمتر وارد سیاست شوند و از سویی به خیال خودشان، خانه اهل بیت(ع) و عالم آل محمد(ص) را تحت تأثیر قرار دهند.
عن الرّضا علیه السلام:
"أحسـن الظّن بالله فانّ مَن حسـن ظنّه بالله کان عنـد ظنّه وَ مَن رَضى باْلقَلیل مِنَ الرّزق قُبلَ مِنه الیَسیر مِن العمل وَ مَن رَضى بالیَسیر مِن الحلال خفّت مؤونته و نعم اهله وَ بصّره الله دار الدّنـیا وَ دَواءهـا وَ أخـرَجه منها سـالِماً إلى دارالسّلام."
در تحف العقول آمده است که امام رضا علیه السلام فرمود:
"الصَّمْتُ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْحِکْمَةِ"؛ سکوت، درى از درهاى حکمت و دانایى و صواب اندیشى است.
و نیز فرمود :
"اِنَ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ انَّهُ دَلیلٌ عَلى کُلِّ خَیْر؛ سکوت، جلب محبت مىکند و مىتواند براى دست یافتن به هر گونه خیر و سعادت، دلیل و رهنمون انسان باشد."
عن الرّضا علیه السلام:
"خمـسٌ مـن لـم تکـن فیه فلا تـرجـوه لشـىءٍ مـن الـدنیـا والاخـرة من لم تعرف الوثاقه فى ارومته و الکرم فى طباع هو الرصانة فى خلقه والنبل فى نفسه والمخافة لربّه."
امام رضا علیه السلام فرمود:
پنج صفت است که در هر کس نباشد امید چیزى از دنیا و آخرت به او نداشته باشید:
1ـ کسى که در نهادش اعتماد نبینى؛
2ـ کسى که در سرشتـش کرم نیابـى؛
3ـ کسـى که در آفرینشـش استـوارى نبینى؛
4ـ کسى که در نفسش نجابت نیابى؛
5ـ و کسى که از خدایش ترسناک نباشد .
منبع:
تحف العقـول، ص 446 / بحارالانوار، ج 78، ص 339
قال الرضا علیه السلام:
اِنَّمَا اُمِرُوا بِالصَومِ لِکَى یَعرِفُوا اَلَمَ الجُوعِ وَ العَطَشِ فَیَستَدِلّوا عَلَى فَقرِ الاخِر.
عبدالله به دیواره سخت صخره کوچک تکیه داد. دلش پر از غصه شد. دور و بر خود چشم چرخاند. دلش مىخواست با ناله بلند، عقدههایش را بیرون بریزد. چه کسى بود که پاى درد دلش بنشیند و غصههایش را بروبد! چشم به آسمان کشاند و به خدا شکایت کنان گفت: «فقط خودت به دادم برس؛ تنهایم، خدا!»
نماز در مسجد گوهرشاد تمام شده بود؛ اما هنوز مسجد مملو از جمعیت بود. عدهای از مردم، در گوشهای از مسجد اجتماع کرده بودند و دور کسی را گرفته بودند. آنان اغلب کسانی بودند که برای شفا گرفتن به حرم آمده بودند و حالا به جای پنجره فولاد، در مسجد تجمع کرده بودند. آنها دور شیخ حبیب الله گلپایگانی جمع شده بودند .
در این مقاله سیره ولایی علامه طباطبایی(ره) صاحب تفسیر المیزان در رابطه با حضرت رضا علیهالسلام را ذکر می کنیم.
علامه طباطبایی میفرمودند: «همه امامان علیهم السلام لطف دارند، اما لطف حضرت رضا علیهالسلام محسوس است.»
در نقلی دیگر، بیان میکردند: «همه امامان معصوم علیهم السلام رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا علیه السلام ظاهر است.»
شیخ صدوق از قول ابراهیم بن العباس گفته است:
هرگز ندیدم که حضرت ابوالحسن الرضا کسی را با سخنان خویش آزار دهد و ندیدم که هرگز سخن کسی را قطع کند یعنی در میان سخن او سخنی بگوید تا سخن گوینده تمام شود و حاجت مردم را تا جایی که در توانش بود، برآورده میکرد و در مجلس، مقابل همنشین خود، تکیه نفرمود و پایش را دراز نکرد.
هیچ وقت ندیدم او را که به یکی از غلامان خود فحش دهد و هرگز ندیدم که آب دهان خود را دور افکند و هیچگاه ندیدم که قهقهه زند، بلکه خنده او تبسم بود و چون خلوت میفرمود و سفره غذا مقابل ایشان پهن مینمودند، همه اهالی خانه را سر سفره مینشاند، حتی دربان و میرآخور(مسئول اصطبل) نیز با ایشان طعام میل میفرموند و عادت وی این بود که شبها کم میخوابید و بیشتر شبها از اول شب تا صبح بیدار بود و روزه بسیار میگرفت، آن حضرت پنهانی بسیار احسان میکرد و صدقه میداد.
بیشتر صدقات او در شبهای تار بود.
منابع:
منتهی الآمال، شیخ عباس قمی، ج 2، ص 340- 341.