سفره دسته جمعی
یکی از جلوههای مردمدوستی امام رضا علیه السلام این بود که سعی میکرد هرگز تنها غذا نخورد؛ بلکه همگان را به خوردن غذا فرا میخواند.
یکی از جلوههای مردمدوستی امام رضا علیه السلام این بود که سعی میکرد هرگز تنها غذا نخورد؛ بلکه همگان را به خوردن غذا فرا میخواند.
یکی از صفات ناپسند، تکبر و غرور می باشد که از دیدگاه امام رضا علیه السلام ناپسند و زشت معرفی شده و آن حضرت در برابر کسانی که چنین صفاتی داشته اند، مبارزه نموده است.
یکی از جلوه های تقوا و پرهیزکاری در هر شخصی مرزداری او از ارزش های دینی می باشد. از این جهت انسان مسلمان در تمام رفتارهایش باید مرزدار باشد و از کارهایی که خلاف دستورات مولایش می باشد دوری کند. امام رضا علیه السلام مصداق و نمونه ی عملی و کامل در این جهت بوده است.
امام رضا علیه السلام همواره تلاش می کرد گناهان و آثار زشت و پلید و پیامدهای آن را یادآور شود. چرا که انجام گناهان همیشه پیامدهای بسیار شومی را به همراه داشته است.
تفریح و تفرّج از جمله مؤلفه هایی است که از گذشته تا به امروز از نظر معنا و محتوا تغییرات بسیاری کرده است. گفتگو درباره این مقوله مهم و چگونگی و چیستی آن کمک خواهد کرد تا اوقات مفرّح و شاداب تری را داشته باشیم.
نظریه پردازان اروپایی جمعیت را عامل مهمی در تعیین موازنات سیاسی و فرهنگی دانسته و از افزایش جمعیت مسلمانان به عنوان تهدید یاد می کنند و برای نابودی اسلام از طریق تضعیف جمعیت نقشه ها کشیده اند.
در نخستین وهله تلاش ذهنی انسان به سوی این نقطه گسیل مییابد که چه راه و روشی را میتوان پیدا کرد که با صرف نیرو و انرژی اندک به نتایج سترگی دستیابی حاصل شود؟
چنانکه میبینیم مردم معمولا در بخش مصارف زندگی دو منش دارند و از دو روش پیروی میکنند: مصرف بیهوده و اسراف؛ و یا تنگگرفتن و امساک. امام رضا(ع) برای بالا بردن سطح زندگی و نجات خانواده، از فقر در خانواده آموزههای نجاتبخشی را توصیه فرمودهاند که در این میانه رهنمودهای زیر در زمینه اعتدال در هزینهکردن یعنی نه اسراف و نه تنگگیری؛ و نیز توجه به قناعت حایز اهمیت فراوان است. در این رابطه علامه مجلسی حدیثی را نقل کرده که راهگشاست:
عهدهداری این مسئولیت در نگاه اول ممکن است موجب خستگی روحی در شخص بشود؛ زیرا میبیند او وظیفه دارد برای رفاه و آسایش اعضای خانواده خود بکوشد و رنج بکشد درحالی که بهرهمندی او از دستامد کوششها بیش از یک سهم نیست. البته معلوم است که چنین نگاهی به مسأله یک نگاه صرفاً مادی لیبرالیستی است اما واقعیت نیز این است که انسان بدون توجه به امور معنوی یک موجود طبیعی است و لذا نگاه او نیز نمیتواند غیر از این باشد مگر آنکه ذهن بالایی او فعال و متوجه امور ماورایی گردیده باشد و او را قادر به نگاهی عمیقتر و وسیعتر و بلندساخته باشد که بتواند در پس بوم زندگی تصویری روشن از حقیقت را بنگرد.
چنانکه یادآوری شد نگاه اسلام به انسان به گونه دو ساحتی ناظر به دنیا و آخرت است و به تعبیری دیگر، نگاهی است مادی و معنوی. از نقطه نظر مادی آنگاه که به انسان مینگریم او را موجودی مولد و آفریننده مییابیم که فرآیند آن را کار مینامیم. مسلماً کار به عنوان یک فرآیند تلاش و یک پدیده دارای مقومهایی است که برخی از آنها در هدف جای میگیرند و به اصطلاح، علت غایی آن را کامل میکنند.